مریم طائمه :عشقم داره عروس میشه....(داره داماد میشه)
فاطمه بلا:وای خانم قوربونتون برم چشماتون کف پام....(چشمام کف پاتون)
فاطمه چش قشنگ:رفتم ی شلوار لی مخمل خریدم...(مخمل کبریتی)
خودم:جاستین بی بی...(جاستین بیبر)
مریم طائمه: بابا طرف گاگوله...(داغونه)
خودم:ول گردی..(وب گردی)
آبجی کوچیکم:میبینم گوشات دراز شده.....(بدون شرح)
فاطمه بلا:کاش ی زرافه داشتم باهاش حرف میزدم...(بدون شرح)
خودم:کچمه...(چکمه)
فاطمه چش قشنگ:آی پون...(آیفون)
برچسب: mariya,
نویسنده: mariya
تاريخ: سه
شنبه
3 دی
1392 ساعت: 0:45