طنز10

خرید بک لینک

سلاااااااااااام.من اومدم................

فاطمه بلا به من گفت:ساعت چند میای خونمون؟منم گفتم:دیروز ساعت 5......(امروز ساعت 5)

سرکلاس زبان مریم  میخواست بگه نامبر سیکس گفت نامبر شیش......

فاطمه چش قشنگ:میشاش مشکاشو بخونه.....(میخواست مشقاش رو بنویسه)

فاطمه بلا(روبه کفش فروش گفت):آغا این کفش چه رنگیه؟؟؟؟.......(چنده)

زهرا:آبی زیر کاسه است.......(کاسه ای زیر نیم کاسه است)

هستی :فک میکردم تهران لغو شده........(امتحان لغوشده)

خودم :امروز صبح که بیدار شدم هنوز شب بود.....(هنوز هوا تاریک بود)

محیا:شیکوستیش......(شکوندیش)

خودم : اگه میگفتی به جایی نمی کوبوند......(به جایی بر نمی خورد)

 

شیطون بلا...

ما را در سایت شیطون بلا دنبال می‌کنید

برچسب: mariya, نویسنده: mariya بازدید: 160 تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1392 ساعت: 1:01

صفحه بندی